شمارهٔ ۸۰۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ
چون معنی لطیف بود در کلام تنگ
گل گل نموده عارضش از حلقه های زلف
چون جلوهٔ ستاره به هنگام شام ننگ
پیوسته باشدم به قفا چشم انتظار
سوزن صفت از آن سپرم ره به گام تنگ
چون با دل اهتزاز گشاید اسیر چرخ
یارب کسی مباد گرفتارم دام تنگ
شد رخنه رخنه سینه ام از یاد ابروش
جویا به تیغ تیز شکافد نیام تنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی چهره و صدای محبوب سخن میگوید. شاعر زیبایی صدا را با غنچه و سخنان لطیف مقایسه میکند و چهره محبوب را به ستارهای در هنگام شب تشبیه میکند. او به شدت مشتاق و چشمبهراه محبوب خود است و از وضعیت دشوار عاشقانهاش ابراز نارضایتی میکند. در پایان، شاعر از عذابی که به خاطر یاد محبوب در دلش ایجاد شده، میگوید و به وضوح از درد و غم ناشی از فراق محبوبش سخن میگوید.