شمارهٔ ۸۰۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
منصب در خاک و خون غلطیدن ارزانی به دل
تا کند با ناوک بیداد او نسبت درست
داده اند از روز اول شکل پیکانی به دل
غنچهٔ امید ما محنت پرستان بشکفد
رو کند از یاد زلفی چون پریشانی به دل
اهل عصیان را ندامت مایهٔ دل زندگی است
سودمند افتاده تریاق پشیمانی به دل
گر مسخر می تواند ساخت دیو نفس را
می رسد در ملک تن جویا سلیمانی به دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و زخمهای ناشی از عشق و رنج اشاره دارد. شاعر از خنجر مژگان محبوبش به عنوان نمادی از درد و آسیب احساسی یاد میکند و به ناپایداری و ناامیدی در زندگی اشاره میکند. او همچنین به امیدهایی که ممکن است در میان مشکلات رشد کنند اشاره دارد. در ادامه، ندامت و پشیمانی به عنوان ابزارهایی برای زندگی و اصلاح اشتباهات در نظر گرفته میشوند. نهایتاً، شاعر به قدرت اراده و توانایی انسان در مقابله با نفس را اشاره میکند و از دستیابی به آرامش در دل میگوید.