شمارهٔ ۸۰۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
باشد به چمن سایهٔ گل افسر بلبل
دریاب در این باغ بهار دم عیسی
غافل مشو از نالهٔ جان پرور بلبل
جز بادهٔ بویت نشود دفع خمارم
شد نکهت گل صندل درد سر بلبل
از آه من امروز چه گلها که توان چید
آتش به دل افروخت صدای پر بلبل
چشمم ز خیال تو گلستان ارم شد
مد نگهم رشتهٔ بال و پر بلبل
امشب همه شب دیده دلم خواب پریشان
بوده است مگر بالش من از پر بلبل
جویا زده ناخن به دلم مصرع بینش
هر قطرهٔ شبنم شده چشم تر بلبل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ناز گل و بلبل اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه چه زمانی گل قدم بر سر بلبل مینهد، به رابطه و وابستگی عمیق این دو اشاره کرده است. او به زیبایی به نرمش و لطافت گل و نالههای جانپرور بلبل اشاره میکند و از احساساتی چون عشق و دلتنگی میگوید. نیز به تأثیر عطر گلها بر حال و روح خود میپردازد و از درد و آتش درونیاش و احساسی که به یاد محبوب دارد، صحبت میکند. به طور کلی، شعر به زیبایی و غم عشق و تأثیرات آن بر روح انسان میپردازد.