نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال

به یک پیاله می از صاف رنگ مالامال

ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دست

زبان شورش زنبور نیست غیر از بال

چنین که سوز غمش در سر تماشاییست

تو گویی از لب هر بام سرزده تبخال

چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبود

به فکر زر مخروش و برای مال منال

ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمد

چه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت عشق و زیبایی اشاره دارد. شاعر با توصیف گل و رنگ‌ها، به نشاط و سرزندگی ناشی از عشق پرداخته است. همچنین، او به فتنه‌ها و مشکلاتی که ممکن است در این مسیر پیش بیاید، اشاره می‌کند. تصویرسازی از سوز عشق و حالت محبت‌آمیز مژه‌ها بیانگر عواطف عمیق و مخلوط احساسات شاعر در برابر زیبایی معشوق است. در کل، شعر نشان‌دهنده جذابیت‌ها و چالش‌های عاشقانه است.