نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل

هر ذرهٔ خاکم بود خورشید تابان در بغل

باشد دبستان ترا کیفیت صحن چمن

چون غنچه طفلی هر طرف جزو گلستان در بغل

سیلاب اشکم را بود در موج خیز هجر او

هر قطره طوفان در گره هر موج عمان در بغل

دایم ز بیم خوی او در راه جست‌وجوی او

همچون جرس دارم دلی لرزان و نالان در بغل

یار آید و از خویشتن بهر نثار مقدمش

دل در هوای او رود همچون شرر جان در بغل

جویا من و شاهنشهی کز غایت عز و شرف

با یاد او دارم ز دل پیوسته قرآن در بغل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و پنهان گوید به علی (ع) است. شاعر از احساسات خود نسبت به او صحبت می‌کند و می‌گوید که در دلش، محبت علی مانند خورشیدی تابان وجود دارد. او همچنین به زیبایی‌های دنیا و شوقی که برای دیدن محبوبش دارد، اشاره می‌کند. در این ابیات، غم و اندوه ناشی از هجرت و فاصله از محبوب نیز حس می‌شود و شاعر دائماً در جستجوی اوست. در نهایت، اشاره‌ای به عظمت و مقام علی و پیوستگی یاد او با قرآن دارد.