شمارهٔ ۸۱۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
از خریت شد اسیر منجلاب آب و گل
می خورم هر لحظه زخم تازه ای زان چشم شوخ
بسکه از هر جنبش مژگان زند ناخن به دل
اختلاط زاهد افسرده با اهل نشاط
سخت ناچسبان بود چون خنده بر روی خجل
ننگ از افعال زشتت می کند دیو رجیم
وای اگر جویا ز کار خود نباشی منفعل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد سبکهای سطحی و بیمحتوا میپردازد و اشاره میکند که افرادی که به ظاهر گرایی و تن پروری متمایل هستند، به زوال و فساد دچار میشوند. شاعر از زخمهایی که از نگاههای دیگران میخورد، سخن میگوید و تضاد میان زاهدان افسرده و اهل خوشگذرانی را به تصویر میکشد. او به زشتی اعمال اشاره میکند و هشدار میدهد که اگر فرد از کارهای خود آگاه نباشد، دچار انفعال و ننگ میشود.