نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل

یارب تهی مباد ازین می سبوی دل

جز غنچه ای که می شکفد از نسیم صبح

از کس ندیده ایم درین باغ روی دل

تا خنجر ترا لب زخم دل مکید

آمد مرا ز فیض تو آبی به جوی دل

تا با خودی ز حضرت دل دور مانده ای

از خود برون خرام پی جستجوی دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عواطف عمیق و آرزوهای دل شاعر است. او می‌گوید که هیچ آرزویی جز عشق تو ندارد و از خدای خود می‌خواهد که دلش خالی از عشق نباشد. شاعر به زیبایی‌های طبیعی، مثل غنچه‌های شکوفا، اشاره می‌کند و از دردهایی که عشق بر دل او وارد کرده، سخن می‌گوید. در نهایت، او از خود فاصله گرفته و به جستجوی مقام و جایگاه دل می‌پردازد.