نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل

مگر از طرز نگاهم شنوی زاری دل

نقد فرصت که به غمخواری دل خرج کنی

صرف کن خانه خراب از پی غمخواری دل

گر نه بیماری چشمان تو ساریست چرا

شد مرا الفتشان باعث بیماری دل

دل قوی دارو به نیروی سعادت برسان

بر زمین پشت فلک را به مددکاری دل

تا ازو سور درون دود نیارد بیرون

آه سردم شده سرگرم هواداری دل

دل عشاق براهت ز بس افتاده به خاک

جاده ها عقد گهر گشته ز بسیاری دل

عشق بسته است کمر حضرت دل را هشدار

تا توانی مده از دست پرستاری دل

حالیست طرفه که جویا غمم از پهلوی اوست

گرچه عمرم همه شد در پی غمخواری دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر می‌پردازد. شاعر از مشکلات و گرفتاری‌های دلش می‌گوید و اینکه دیگران تنها از طریق نگاهش می‌توانند عمق زاری و غمش را دریافت کنند. او از اهمیت فرصت‌ها برای دل‌رحمی و کمک به کسالت دل یاد می‌کند و اشاره می‌کند که عشق و الفتی که در دل دارد، باعث شده او بیمار شود. شاعر در انتها به رابطه‌اش با عشق و غم اشاره می‌کند و می‌گوید که عمرش را صرف همدردی با دل کرده است. به طور کلی، متن به موضوعاتی مانند عشق، دلتنگی و غمخواری می‌پردازد.