نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم

آن چیز که داریم میسر بفشانیم

چون نخل که آبی خورد و میوه دهد بار

از هر ستانیم نکوتر بفشانیم

ما ابر بهاریم که از همت سرشار

گیریم دمی آبی و گوهر بفشانیم

دیگر ز زمین جز گل خورشید نروید

بر خاک چو درد ته ساغر بفشانیم

از موج سرشکی که نهان در جگر ماست

بر زخم دل غم زده نشتر بفشانیم

آنیم که در گریه به هر چشم فشردن

لخت جگری از مژهٔ تر بفشانیم

زین آتش پنهان که بود در جگر ما

جویا! چه سرشک؟ از مژه اخگر بفشانیم!!‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بالاترین احساسات و تجارب انسانی سخن می‌گوید و به عشق و فداکاری در راه معشوق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که چگونه جان و سر را در این راه فدا می‌کند و از خود گذشتگی دارد. با تشبیه به نخل، او می‌گوید که با میوه دادن، بهترین‌ها را به دیگران می‌دهد. همچنین، او به توانایی خود در خلق زیبایی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از غم و درد دل‌های خود، احساسات و اشک‌ها را به دیگران منتقل کند. در نهایت، شاعر با بیان عشق و آتش در دل خود، برای احساساتش ارزش قائل است و به قدرت گریه و اندوه در بیان آرزوها اشاره می‌کند.