شمارهٔ ۸۲۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
دل داده و جان باخته اش از دل و جانیم
از سیل سرابست خطر خانهٔ ما را
چون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم
در انجمن هرزه در ایان سبک مغز
چون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم
رفتند عزیزان و چو نقش پی سالک
ما خاک نشین از پی آن راه روانیم
رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنم
تا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم
هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیم
ما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم
در بند گرفتاری دلهاست شب و روز
ما بنده آزادی آن سرو روانیم
در روز مجویید ز جویا سخن عشق
شبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلدادگی به یک معشوق است. شاعر خود را در راهی میبیند که به سمت معشوق روان است و هیچ گاه تسلیم نمیشود. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که با وجود مشکلات و سختیها، دل و جانش را فدای عشق کرده است. در کنار رنج و گرفتاریهای زندگی، او به آزادی و عشق اهمیت میدهد و شبها را به صحبت درباره عشق میگذراند، در حالی که روزها از زبان شیوای خود بهره میجوید. به طور کلی، این شعر تجسمی از عشق عمیق و وفاداری به معشوق است.