شمارهٔ ۸۲۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر میگفتم
سخن پیچیدهتر از جوهر شمشیر میگفتم
چه رنگی بود جوش خلوت ناز و نیاز امشب
تو میگردی عتاب از ناز و من تقصیر میگفتم
تو خندان همچو گل من غنچهسان دلتنگ غم بودم
تو از بیداد و من از نالهٔ شبگیر میگفتم
فلک خاک ترا خشت سر خم ساخت ای واعظ
تو از تدبیر میگفتی، من از تقدیر میگفتم
مزاج نازک او بر نمیتابید غوغا را
سخن در محفلش گر از لب تصویر میگفتم
چو شمع از سوز دل میسوختم شب تا سحر جویا
گهی از اشک و گه از آه بیتأثیر میگفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و خاصیتهای دلپذیر محبوبش، که او را به ماه تشبیه کرده، میپردازد. او از احساسات و دلتنگیهای خود در کنار محبوب سخن میگوید و به تضاد بین ناز و نیاز آن دو اشاره میکند. شاعر به آرامش و احساسات لطیف محبوب نیز اشاره میکند و در عین حال به نالهها و دردهای خود مینگرد. او این زیبایی را با سخنانی عمیق و پیچیده توصیف میکند و در نهایت به سوز و غم درونی خود که در دل شب دچار آن است، اشاره میکند. شعر تنش بین عشق و احساس را به خوبی به تصویر میکشد.