نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم

از شراب ارغوانی شیشه رنگین می کنم

بسکه در سیر چمن خون گریم از یاد قدی

سرو را چون موج صهبا ریشه رنگین می کنم

خاطرم را یاد رخسارت چمن پیرا بس است

از خیالت گلشن اندیشه رنگین می کنم

کوهسار از حسن سعیم صورت پیرایه یافت

بیستون را از شراز تیشه رنگین می کنم

شعله ور گردید هر برگ نی از آهم چو شمع

ز آتش سوداش جویا بیشه رنگین می کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حال و هوای غم و عشق شاعر است. شاعر به یاد معشوق خود دلش دچار غم می‌شود و با رنگین کردن شراب و طبیعت سعی در فراموشی و تسکین درد خود دارد. او از یاد معشوق چنان غمگین است که حتی زیبایی‌های طبیعی را به خاطر او رنگین می‌کند. در آخر، اویی که از آتش شوقش آتش به جان خود می‌زند، بیشه و طبیعت را نیز به حالت رنگین درمی‌آورد. به طور کلی، شعر احساسات عمیق و درد ناشی از عشق را به تصویر می‌کشد.