شمارهٔ ۸۴۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
خورد مژگان به هم چون موج از بیتابی اشکم
به بال موج از سرچشمهٔ چشمم کند پرواز
چو طبل از دل تپیدنها خورد مرغابی اشکم
به بازار محبت کس به هیچم برنمی دارد
رخ همچون زرم لعلی شد از قلابی اشکم
مکن از گریه منعم در شب بیداد هجرانش
که دل را زورق طاقت شده گردابی اشکم
چو شمع یاد او افروختم در تنگنای دل
جگر شد محشر پروانه از بیتابی اشکم
به روز برشکال گریه در هند شب هجران
شده بنگالهٔ داغ سیه سیلابی اشکم
گرفته دیده جویا ارتفاع طالع دل را
ببین در پنجهٔ مژگانم اسطرلابی اشکم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از اشکها و گریههایش به عنوان سیلابی یاد میکند که دل را سیراب میکند و به تعبیر او، عشق و هجران همچون موجی ناآرام او را تحت تأثیر قرار داده است. او به تصویرگری زیبای اشکها و تأثیر آنها بر دل و احساساتش میپردازد و عمق درد و غم خود را در نسیان عشق و انتظار بیان میکند. شاعر همچنین از شبهای طاقتفرسا و یاد آتشین معشوق سخن میگوید و در نهایت به عواطف و تضادهای درونی خود اشاره دارد. این شعر تصویری قوی از احساسات عاشقانه و سختیهای ناشی از جدایی را به تصویر میکشد.