نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم

گل شفتالوی این باغ را نیلوفری دیدم

بود در دیده ام افتادگی را رتبهٔ دیگر

زمین را بر فراز عرش و کرسی برتری دیدم

نهان در زنگ کلفت تا به کی باشد دلم، زاهد!‏

من این آیینه را از موج روشنگری دیدم

به روی آتش دل همچو مویی جسم زارم را

بسی شبها فکندم تا نشان از آن پری دیدم

فرنگی را رسد گر دعوی ایمان کند جویا

ز بس کس هندوی زلف سیاهش کافری دیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حسرت و عشق شاعر به محبوبی می‌پردازد که ویژگی‌های خاصی دارد. شاعر از زیبایی و طراوت باغ و گل‌ها صحبت می‌کند و به احساسات عمیق و درونی خود اشاره می‌کند. او در باطن خود مشکلاتی را حس می‌کند و به تضاد میان دنیای مادی و معنوی می‌پردازد. همچنین اشاره دارد به معشوقی که به شدت او را تحت تأثیر قرار داده و جذابیت او به قدری است که دیگران نیز در مقایسه با او ناکافی به نظر می‌رسند. شاعر در نهایت به پرسشاتی درباره ایمان و اعتقادات دینی اشاره می‌کند.