نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا

چراغ بزم ز روی تو روشن است ترا

به پیچ و تاب اگر تن دهی چو جوهر تیغ

همیشه پشت به دیوار آهن است ترا

به زور پستی فطرت فتاده ای به زمین

فراز عرش وگرنه نشیمن است ترا

تهی ز خویش شدی گرچو کسوت فانوس

فروغ شمع غباری به دامن است ترا

ز ما و من بگذر تا زمن شوی جویا

ز من نه ای تو اگر کار با من است ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف زیبایی و شکوه انسانی می‌پردازد که تحت تأثیر فطرت و ویژگی‌های خویش قرار گرفته است. شاعر به فرد اشاره می‌کند که باید از محدودیت‌ها و پستی‌های زندگی عبور کند تا به حقیقت و هویت واقعی خود برسد. او به نوعی تشویق می‌کند که از تعلقات دنیوی گذر کرده و به جستجوی معنای عمیق‌تری از زندگی بپردازد. در نهایت، اشاره به این دارد که فرد باید از مرزهای منیت و خودخواهی عبور کند تا بتواند به حقیقت وجودی خود نزدیک‌تر شود.