شمارهٔ ۸۵۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد میکردم
به این افسون دلش را مایل بیداد میکردم
چسان بینم به دام طرهات آن مرغ دلها را
که بر گرد تو میگرداندم و آزاد میکردم
ز چشمش میگرفتم گاه دل گه باز میدادم
نگاهش را به علم دلبری استاد میکردم
چو میدیدم دلش را مایل بیتابی عاشق
به اندک جور او دانسته صد فریاد میکردم
به بزم حیرتم طعن خموشی میزند سوسن
اگر من هم زبان میداشتم فریاد میکردم
نه امروزیست این بیتابیام جویا که چون جوهر
پرافشانی میان بیضهٔ فولاد میکردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از احساسات عمیق و عشق شاعر است. او به وصف لحظاتی میپردازد که در آن این عشق را با تمام وجود میچشد و دلش را با خوشدلی و زیباییهای محبوبش پر میکند. شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق میگوید و اشاره میکند که چطور با محبت و عشقش میتواند او را آزاد و رها کند، در حالی که دل خودش نیز در پی او میگردد. همچنین، او از درد و ناامیدی ناشی از جدایی و بیتابی سخن میگوید و آرزو میکند که کاش زبان داشت تا فریاد بزند و احساساتش را بیان کند. به طور کلی، شعر بیانگر زیبایی و پیچیدگی عشق و عواطف انسانی است.