شمارهٔ ۸۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
پس مرغ شعله را بقفس می کنیم ما
صحرای دلگشای دل ماست خامشی
کسب هوا ز حبس نفس می کنیم ما
در سینه سر عشق زخامی نهفته ایم
پنهان رموز شعله به خس می کنیم ما
جویا حیات ما به دم مرتضی علیست
روشن چراغ خود به نفس می کنیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به تشبیه احساسات و عشق خود به پرندهای در قفس میپردازد. او میگوید که در ابتدا روند درد و رنج را تجربه میکنیم و سپس به عشق و شعلههای درون خود میرسیم. فضای دل او پر از خاموشی است که به نوعی حبس نفس او را نشان میدهد. این عشق در دل او نهفته است و او سعی میکند رازهای درونیاش را پنهان بگذارد. شاعر در نهایت به زندگیاش اشاره میکند و میگوید که نور و روشنایی وجودش به وجود مرتضی علی وابسته است.