شمارهٔ ۸۶۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آشنا خواهد شدن ما و ترا دلها به هم
نسبتی دارند آخر شیشه و خارا به هم
نوبهاران هرکجا میکشی در پرده است
بسته ابر از هر طرف امروز دامنها به هم
کفر و ایمان پیش سعت مشربان باشد یکی
میرسند این هر دو راه آخر در این صحرا به هم
او به حال من بگرید خون و من بر حال دل
چون فتد در مجلسی چشم من و مینا به هم
تا کجا کس بوسه بر خاک سر کویت زند
بعد از این خواهیم زد ما و تو استغنا به هم
معنی نور علی نور از دو سو گردد عیان
عکس اندازند اگر آیینهٔ دلها به هم
دل به طوفان محبت داده جویا آگهست
نسبت نزدیک چشم ما و دریا را به هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و ارتباط عمیق میان دلها میپردازد. شاعر به رابطهای اشاره میکند که میان "شیشه" و "خارا" وجود دارد و این ارتباط را به محبت و احساسات انسانی تشبیه میکند. او به بهار و زیباییهای آن اشاره دارد و میگوید که کفر و ایمان در وسعت عشق یکی میشوند. اشعار نشاندهندهٔ عاشقانههای عمیق و درد و خوشیهای مشترک میان عاشق و معشوق است. بهطور کلی، شعر به پیوند و نزدیکی میان دلها و اهمیت ارتباط انسانی میپردازد.