شمارهٔ ۸۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لایق نبود کینهٔ چرخ اهل صفا را
معذور توان داشتن این بی سر و پا را
دولت نتوان یافتن از پهلوی خست
هرگز نکند کس به مگس صید هما را
صیقل زده تردستی ابرش ز بس امروز
آیینهٔ گلشن ز صفا کرد هوا را
از بس نبرد راه به جایی چو شبیه است
فریاد دلم طاعت ارباب ریا را
محتاج ملک نیستم امروز که آهم
جویا ز تراکم به فلک برد دعا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره کینه و حسادتهای بیمورد میپردازد. شاعر به تفسیر زندگی و تلاشهای بیثمر میپردازد و تأکید میکند که نمیتوان از کسی که خست به دنیا آمده است، توقع موفقیت داشت. او به زیبایی و پاکی طبیعت اشاره میکند و نشان میدهد که در این دنیای پرآشوب، دلمشغولیها و دغدغههای انسانی باعث دور شدن از خلوص و صفا میشود. در نهایت، شاعر بیان میکند که به دنبال ملک و ثروت نیست و آرزویش فقط نزدیکی به حقیقت و معنویت است.