شمارهٔ ۸۹۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
دلی در هر کجا آید به درد اندوهگین باشم
به یاد عارضی سیاره ریزد در کنارم چشم
ز دامان پر انجم آسمانی بر زمین باشم
هنرور را فلک دایم ز اشک اندوهگین دارد
چو تیغ از جوهر خود تا به کی چین بر جبین باشم
چو دامی کو نهان در خاک باشد تا دم محشر
پس از مردن همیشه وصل او را در کمین باشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عمیق غم و اندوه شاعر نسبت به وطن و عزیزانش میپردازد. شاعر میگوید که هر جا باشد، دلش به خاطر غمهای مردم و سرزمینش درد میکشد. او به یاد زیباییهای عاشقانه و وجود آسمانیاش، همیشه دلتنگ و اندوهگین است. همچنین، به هنرمندانی که همیشه با گریه و اندوه زندگی میکنند اشاره میکند و میگوید که همین غمها او را تحت فشار قرار میدهد. در پایان، شاعر به مرگ و انتظار وصل با عزیزانش اشاره میکند و میگوید که تا روز محشر، در کمین این وصال خواهد بود. بهطور کلی، شعر در مورد غم، عشق، و انتظار است.