نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام

می رسد از آب خود مانند گوهر دانه ام

همتم هرگز نشد خجلت کش احسان کمی

هیچگه از ریزش باران نشد تر دانه ام

می رساند رزق ما هر جا بود خود را به ما

همچو مور از خویش بیرون آورد پر دانه ام

من که از طور تجلی شعله افروز دلم

کی گذارد برق بی زنهار پا بر دانه ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اراده و خودباوری شاعر است. او به هیچ وجه ننگ و منت را نمی‌پذیرد و به همت خود افتخار می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که تلاش و زحمت او مانند دانه‌ای باارزش است که از آب خود سیراب می‌شود و هرگز از کمک دیگران خجل نمی‌شود. همچنین، او می‌گوید که رزق و روزی به طور طبیعی به او می‌رسد و مانند مور، تلاش می‌کند تا نیازهایش را تأمین کند. در نهایت، او از قدرت و شعله دلش سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند مانع پیشرفت و رشد او شود.