نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم

می کند فولاد را سرپنجهٔ مردانه موم

اضطرابم یار سرکش را ملایم می کند

شمع محفل گشته از بیتابی پروانه موم

کیسهٔ نقد وجودم سر به مهر حیرت است

تا بشد از آتش عشقش دل دیوانه موم

در حریم چرب نرمی جوش عشرت می زند

همچو زنبور عسل آن را که باشد خانه موم

قفل آتش را توان جویا به آسانی گشود

گر کلید همت دل را بود دندانه موم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف عشق و تأثیر آن بر دل و جان عاشق می‌پردازد. او از عشق به عنوان منبعی برای آرامش و لطافت یاد می‌کند و آن را به نرمی و تنهایی شمع و پروانه تشبیه می‌کند. همچنین، احساسات شدید و حیرت‌انگیز ناشی از عشق را که وجودش را پر کرده است، بیان می‌کند. عشق به عنوان یک نیروی قوی و شگفت‌آور تصویر می‌شود که می‌تواند سختی‌ها را نرم کند و دل‌های دیوانه را دگرگون سازد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که با عزم و اراده، می‌توان بر مشکلات و موانع غلبه کرد.