نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم

تیر او انگشت زنهاری است در لب‌های زخم

شکوه‌ای از دستبرد خنجر او کرده است

می‌نهد مهر خموشی بخیه بر لب‌های زخم

بیدلان را نیست تاب مرهم تیغ نگاه

جامهٔ گلگون خون زیباست بر بالای زخم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زخم‌هایی است که به وسیله تیر و خنجر به وجود آمده‌اند و نشان می‌دهد که این زخم‌ها چقدر عمیق و فراوان هستند. شاعر به زیبایی و سختی این زخم‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که زخم‌ها نیاز به درمان دارند، اما مرهم زخم‌ها گاهی دشوار است. در نهایت، شعر احساسات عمیق و درد را به تصویر می‌کشد که از نگاه تیز و خنجرگونه دیگری نشأت می‌گیرد.