نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم

عاقبت در طلب افسوس که رسوا گشتیم

خاطری نیست که محنتکدهٔ دردت نیست

در سراغ تو بسی در دلها گشتیم

منصب محرمی یاد تو داریم امروز

ساکن غمکدهٔ دل چو سویدا گشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی حس و یاد معشوق می‌پردازد و از ناامیدی و سختی‌های عشق سخن می‌گوید. او به تلاش‌های مکرر خود برای یافتن معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که در این مسیر به ناکامی و رسوایی دچار شده است. خاطرات و دردهای ناشی از عشق در دل او باقی مانده و در نهایت، او به یاد معشوق در دل خود، غم و اندوه را احساس می‌کند.