شمارهٔ ۹۰۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
بال طاؤسیست هر موج هوا در کلبه ام
از بناگوشی ز بس سامان فیض اندوختم
موج مهتاب است فرش بوریا در کلبه ام
یاد رخسار تو زنگ کلفت از دل می برد
خاکروبی می کند موج صفا در کلبه ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و آرامش فضای کلبهاش اشاره میکند. او از جاذبههای طبیعی چون رنگی بودن نور و لطافت هوا صحبت میکند و احساس رضایت و شادی خود را از محوطهای که در آن زندگی میکند، بیان میکند. همچنین یاد معشوقش و تاثیر آن بر روح و دلش را توصیف میکند. در نهایت، شاعر به وجود نور و صفای محبت در کلبهاش اشاره دارد.