نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شبی کز یاد آن مه بر جگر دندان بیفشارم

چکد از دیده ام سیاره چون مژگان بیفشارم

سرم چون جاده باشد در کنار دامن منزل

اگر پا در طریق طاعت یزدان بیفشارم

کم از معنی ندانند اهل معنی لفظ رنگین را

به بر جسم لطیفش را به شوق جان بیفشارم

مرا با پنجهٔ سنگین دلی افشرده ای چندان

ترا در خلوت آغوش صد چندان بیفشارم

به بزم امتحان چون دست عجزم پنجه ور گردد

توانم بیضهٔ فولاد را آسان بیفشارم

من تر دامن از فیض ولای ساقی کوثر

نشانم آتش صد دوزخ ار دامان بیفشارم

مذاقم کامیاب لقمهٔ بی شبه می گردد

دمی کز جور گردون بر جگر دندان بیفشارم

زمین چون آسمان جویا به رقص شوق می آید

دل خود را اگر در ساغر دوران بیفشارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از یاد عشق و دل‌تنگی‌اش صحبت می‌کند و اینکه چگونه این یادها بر جانش فشار می‌آورند. شاعری که سرش را مانند جاده‌ای در کنار منزل خود می‌بیند، در تلاش است تا به طاعت و بندگی خداوند بپردازد. همچنین، او به قدرت و توانایی خود در مواجهه با مشکلات اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه در مشکلات فشار بر او زیاد است، اما همچنان قوی و مقاوم خواهد بود. شاعر به زیبایی عواطف عاشقانه و خالص خود را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که عشق، حتی با چالش‌ها و فشارها، او را به شوق و زندگی وادار می‌کند.