نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نمک پروردهٔ لعلت تکلم

گریبان چاک دندانت تبسم

ترا با چشم مخموری که داری

نگهدارد خدا از چشم مردم

تو خود را غیر میدانی وگرنه

جدا نبود ز قلزم موج قلزم

برخسارش تماشا کن خوی شرم

صفا دارد قران ماه و انجم

بناگوشی دلم را مضطرب ساخت

کزو آب گهر شد در تلاطم

فراگیرند جویا نکته سنجان

ز چشم مست او حسن تکلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره دارد که همگان را مجذوب خود کرده است. شاعر از زیبایی چهره و نگاه معشوق سخن می‌گوید و به احساسات و تأثیرات عمیق او بر دل و جان خود اشاره می‌کند. او همچنین به نوعی در تلاش است تا ماهیت دل‌بردن و خارق‌العاده معشوق را توصیف کند و تاکید می‌کند که این زیبایی تنها در چشم بیننده نیست بلکه حقیقتی عمیق‌تر دارد. در نهایت، حسرت و شوریدگی دل شاعر را در برابر این زیبایی بی‌نظیر بازگو می‌کند.