شمارهٔ ۹۲۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم
بیخود شدهٔ ساغر سر جوش نگاهم
باز آی که چون شمع بود تا به سحر باز
در راه تو بر ششجهت آغوش نگاهم
شبنم صفت از فیض سبکباری تجرید
در راه تماشای تو همدوش نگاهم
دور از گل رخسار تو بر عرش برین شد
صد رنگ فغان از لب خاموش نگاهم
مالید نگاه تو به نیروی تغافل
با پنجهٔ مژگان حیاگوش نگاهم
امروز نظر یافتهٔ پیر مغانم
کز نرگس مست تو قدح نوش نگاهم
جویا دم نظارهٔ دیدار ز بس شوق
دل را بر از سینه برون جوش نگاهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و魅力 معشوق خود سخن میگوید و حالتی از شوق و مدهوشی را توصیف میکند. او به تأثیر نگاه معشوق بر خود اشاره کرده و میگوید که چشمش پیوسته به دنبال معشوق است. شاعر به نوعی احساس میکند که نگاهش مانند شمعی در تاریکی میسوزد و به عشق و زیبایی معشوق جان میبخشد. با بیان تصاویر زیبا و شاعرانه، او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش حرف میزند. این شعر بیانگر شوق و اشتیاق شدید نسبت به دیدار محبوب است.