شمارهٔ ۹۲۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
یار می خواهد دلم، بسیار می خواهد دلم
ساقیا گرد سرت پیمانه را سرشار کن
بیدماغم مستی سرشار می خواهد دلم
جام عیش اهل ظاهر سخت بی کیفیت است
جرعه ای از بادهٔ اسرار می خواهد دلم
بی نصیب از کاوکاو خار حسرت باد اگر
بی تو گل بر گشوهٔ دستار می خواهد دلم
ساقی امشب بر سر خود زن گل پیمانه را
ساغر لبریز استغفار می خواهد دلم
در خور عقلست جویا رنج اهل روزگار
راحتی چون صورت دیوار می خواهد دلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شدت yearning و نیاز به یار و محبت را بیان میکند. او از ساقی میخواهد که پیمانهای پر کند تا بتواند غم و اندوه خود را فراموش کند. شاعر اعتراف میکند که شادیهای ظاهری راضیاش نمیکنند و او به نوشیدنیای با عمق معانی بالا نیاز دارد. او همچنین میگوید که بدون معشوق خود، حتی زیبایی گلها نیز برایش بیمعناست و تنها غم و حسرت باقی مانده است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که در جستوجوی آرامش و راحتی است، اما زندگی برایش پر از رنج و سختی است.