شمارهٔ ۹۳۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز لعل او دلی شوریده دارم
کبابی در نمک خوابیده دارم
ز شوق سجدهٔ کویت چو غنچه
به روی هم جبین ها چیده دارم
قبول داغ را انگشت تسلیم
چو شمع انجمن بر دیده دارم
بود بر پای تا قصر وجودم
حباب آسا نفس دزدیده دارم
به وصف آن در دندان، گهرها
همه بر روی دل غلطیده دارم
به رنگ جوهر آیینه دل را
به پیچ و تاب آرمیده دارم
ز درد ناله امشب آسمان را
چو ابر از یکدگر پاشیده دارم
به عالم سینه صافم زانکه جویا
دلی از خویشتن رنجیده دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او دل شوریده و آتشی از عشق دارد و برای محبوب خود، در حال سجده و انتظار است. شاعر خود را مانند شمعی در میان جمع میبیند که تسلیم داغ عشق شده است و با زیبا توصیف کردن احساساتش، به ناز و زیبایی محبوب اشاره میکند. دلش پر از درد و ناله است و به خاطر این احساسات به آسمان و ابرها هم ناله میزند. در نهایت، او ابراز میکند که سینهاش پاک و صاف است اما در درون خود رنج و اندوهی دارد.