شمارهٔ ۹۴۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جهان را محتسب، چندی به کام می پرستان کن!
ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن!
ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شو
سموم آه را آتش فروز این نیستان کن
خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغر
زمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن
اگر از بهر ما نبود، برای خود، خودآرا شو!
ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن
ز خوان نعمت دیدار اگر محروم شد جویا
دلش را از خیال حسن پرشور نمکدان کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به لذتجویی و شادی در زندگی است. شاعر از ما میخواهد که از محدودیتها رها شویم و به خوشیهای دنیوی بپردازیم. او به ما میگوید تا از شراب و زیباییهای طبیعت لذت ببریم و زندگی را با شوق و نشاط سپری کنیم. همچنین، تأکید بر جذابیت و زیبایی خود داریم و در صورت محرومیت از ملاقات محبوب، دلخوشیهایی از خیال و یاد او کسب کنیم. در کل، این شعر تاکید بر زندگی در لحظه و بهرهمندی از زیباییها و لذتهای دنیوی دارد.