شمارهٔ ۹۴۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کام دل از لب شکرشکنی شیرین کن
وصف آن تنگ شکرگو سخنی شیرین کن
دادهٔ حق بتو گر تلخی کامست منال
هر دم از شکر شکرش دهنی شیرین کن
غوطه در شیرهٔ جان زن ز خیال لب یار
نیشکر وار سراپای تنی شیرین کن
تلخی از می بزداید لب شکر شکنت
دهن جام به ساغر زدنی شیرین کن
سوخت کامت ز حدیث نمک رخسارش
از لب او سخنی گو، دهنی شیرین کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی لبهای معشوق میپردازد و از تلخیها و مشکلات زندگی شکایت میکند. او میگوید که حتی اگر زندگی تلخ باشد، باید با لذت عشق و زیبایی معشوق آن را شیرین کرد. جملاتش به اهمیت شکرگزاری و یافتن لذت در کوچکترین جزئیات زندگی اشاره دارد و از خواننده میخواهد که در مواجهه با تلخیها، به دنبال شیرینی و زیباییها باشد.