شمارهٔ ۹۴۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
دامن مزن بر آتش رخسار بیش ازین
من آن نیم که اینقدر جان بخواهمت
می خواهمت بجان تو بسیار بیش ازین
جز نهال من که به تمکین برآمده
کسی روح را ندیده گرابنار بیش ازین
در راه سیل تندرو جان ستاده جسم
راحت مجو سایهٔ دیوار بیش ازین
یکبار بیش گل نرود جانب دکان
یعنی مرو سراسر بازار بیش ازین
چون نور دیده گرچه نهانست از نظر
جویا ندیده ایم پدیدار بیش ازین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عمق عشق و اشتیاق خود اشاره میکند و میگوید که نمیتوانم بیش از این خود را به سختی بیندازم. او ابراز میکند که عشقش فراتر از آن چیزی است که میتواند بیان کند و عمق تمایلش را به محبوبش نشان میدهد. شاعر همچنین بیان میکند که مانند یک درختی است که به راحتی نمیتواند از موجودیتش چشمپوشی کند و برای او فقط یک بار به میدان عشق وارد شدن کافی است. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر محبوبش از دید پنهان باشد، هنوز هم برایش ارزش و اهمیت زیادی دارد.