نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما

شد پردهٔ بیابان قفل در دل ما

از خاک مقصد ما چون گرد درد خیزد

باشد ز پردهٔ دل دامان منزل ما

امروز تخم اشکی مژگان ما نیفشاند

اتی همنشین چه پرسی فردا ز حاصل ما

آیم ز بزم بیرون همچون شرر ز خارا

سنگین ز بار غم شد از بسکه محفل ما

شبهای وصل جویا از درد هجر نالم

شرم نگه برویش گردید حایل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بازگوکننده‌ی احساسات عمیق و دغدغه‌های عاشقانه فردی است. شاعر به سیر و سفر در صحرا اشاره دارد و از قفل بودن در دل و مشکلاتش صحبت می‌کند. او از درد و رنجی که از خاک مقصدش برمی‌خیزد، سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که امروز اشکی نمی‌ریزد، اما نمی‌تواند از آینده‌اش اطمینان داشته باشد. شاعر به دلایل سنگین بودن محفلش و غم و اندوهی که تحمل می‌کند، اشاره کرده و در نهایت از شب‌های وصال و درد جدایی ناله می‌زند، به طوری که نگاه معشوقش، مانع از ابراز درد او شده است.