شمارهٔ ۹۵۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
به چشم مردمک چون مور پر می آورد بیرون
عجب نبود نگاهم آب و رنگ آه اگر دارد
سرشک آسا سر از چاک جگر می آورد بیرون
به صد رنگینی طاووس جنت یاد رخساری
دل پر داغ را از چشم تر می آورد بیرون
زند دل بر شکاف سینه خود را هر دم از شوقت
چو از چاک قفس مرغی که سر می آورد بیرون
نویسم نکته ای در آرزوی وصل اگر جویا
چو ناوک خامه ام از شوق پرمی آورد بیرون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به زیبایی وصف محبت و عشق است. شاعر در تصاویر زنده و نمادین، به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. او از چهرهای خیرهکننده صحبت میکند که مانند ماه از پشت پردهها بیرون میآید. نگاه عاشقانه و گریان شاعر نمایشدهنده عمق احساسی اوست و اشتیاق و درد دلش را به تصویر میکشد. او همچنین برای بیان longing خود، از نشانهها و مثالهایی مثل مرغی که از قفس بیرون میآید استفاده میکند، نشاندهنده آزادی و ارتباط عمیق با معشوق. شاعری اوج احساسات خود را در نوشتن و آرزوی وصال میجوید، بهگونهای که قلمش به شوق پرواز میکند.