نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن

باید اول در قمار عاشقی جان باختن

دل به یادش ده که در نرد مروت خوشنماست

دیده و دانسته بازی را به مهمان باختن

کوس شهرت می زنی زین طبل در زیر گلیم

تا به کی پوشیده ماند عشق پنهان باختن

می توان کردن چو تحصیل زر از زر عیب نیست

زندگی در جستجوی آب حیوان باختن

هست جویا پیش ما روشن ضمیران همچو شمع

رونمای صبح رخسار بتان جان باختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و چالش‌های آن است. شاعر به خضر اشاره می‌کند که نتوانسته در عشق به راحتی شکست بخورد و برای عاشق شدن باید جان خود را فدای عشق کند. او به دل هشدار می‌دهد که در بازی مهر و محبت، باختن ممکن است زیبا باشد. شاعر همچنین به شهرت و تلاش برای پنهان کردن عشق اشاره می‌کند و اینکه نمی‌توان به سادگی از عشق واقعی گذشت. در نهایت، او به دنبال حقیقت و روشنی در زندگی است، مانند شمعی که در تاریکی می‌درخشد و به زیبایی عشق اشاره دارد.