شمارهٔ ۹۵۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
یا جا گرفته دستهٔ نسرین در آستین
در هجر نوگلی ست دو منقار عندلیب
ما را هزار نالهٔ رنگین در آستین
از یاد لطف و قهر تو مینا صفت مراست
با جوش خنده گریهٔ خونین در آستین
موج شکست نام خدا خوشنما بود
از زلف عنبرین تو چون چین در آستین
چون شاخ ناشکفتهٔ گل در گریستن
دارم هزار دیدهٔ خونین در آستین
جویا مخور فریب کهن زال آسمان
دارد دو صد کرشمهٔ شیرین در آستین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی احساساتی عمیق و متضاد را بیان میکند. شاعر از راز و امید و دلشکستگی در عشق صحبت میکند. او اشاره دارد به عشق پنهانی که در دل نهان است و نالههای دردناک ناشی از جدایی را به تصویر میکشد. احساسات شدید، همچون خنده و گریه، در تضاد با یکدیگرند و نشاندهنده پیچیدگی عشق هستند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که ظاهر زیبا تجربهها و احساسات را نمیتواند فریب دهد و این که نباید به جلوههای فریبنده آسمان اعتماد کرد.