نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن

بیش از این بر آتش مرغ چمن دامن مزن

خصم را از بردباری کن زبون خویشتن

تا توانی جز تغافل حربه بر دشمن مزن

از روان، بر آب گویی خانهٔ تن را بناست

تکیه جان من ز غفلت بر ثبات تن مزن

شعله شوق ای دل از بیتابیت بالا گرفت

از تپیدن اینقدر بر آتشم دامن مزن

خویش را بازد رود هر کس که از دنبال حرص

با قناعت ساز و همچون برق بر خرمن مزن

آفتابی در بغل دارم چو صبح از مهر دوست

خنده ام ای مدعی بر چاک پیراهن مزن

پیشه ای نبود به غیر از خاکساری مار را

تا توانی تکیه بر همواری دشمن مزن

این به طور آن غزل جویا که واعظ گفته است

خاک غیر از گرد خود بر دیدهٔ دشمن مزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مضامین مختلفی اشاره می‌کند. او به دیگران توصیه می‌کند که از کلام زشت و رفتار ناپسند خودداری کنند و در مقابل دشمنان خود بردباری پیشه کنند. همچنین، به اهمیت قناعت و ساده‌زیستی اشاره دارد و می‌گوید که نباید به دنبال حرص و طمع رفت. شاعر همچنین به عشق و دوستی اشاره کرده و تأکید می‌کند که از ناملایمات نباید ناامید شد. در نهایت، او بر لزوم تواضع و خاکساری تأکید می‌کند و از دیگران می‌خواهد که به جای فریب و تزویر، به صداقت و سادگی پایبند باشند.