شمارهٔ ۹۶۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
برنتابد یوسف بوی ترا هر پیرهن
بیکسی اهل جهان را پرده پوش عیبهاست
در بر از گرد یتیمی کرده گوهر پیرهن
از لباس فقر کی نفعی شرارت پیشه راست
گر زخاکستر بپوشد همچو اخگر پیرهن
از طراوت بسکه شادابی چو مینا باده را
می دهد جسم ترا اندام خود هر پیرهن
از لطافت در نیاید در نظر اندام یار
می نماید همچو بو در گل تنش در پیرهن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به زیبایی و لطافت لباسهای مختلف اشاره شده است. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و احساسات انسانی، به اهمیت لباس و تأثیر آن بر شخصیت و ظاهر فرد پرداخته است. او از بوی خاص لباسها و تأثیر آن بر یادآوری افراد و احساسات صحبت میکند و نشان میدهد که حتی لباس فقر هم میتواند زیبایی خاصی داشته باشد. در نهایت، شاعر به لطافت و زیبایی اندام محبوبش اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیز به اندازهی زیبایی طبیعی آن نیست.