شمارهٔ ۹۶۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نیست جای پانهادن بر زمین
پرگل است امروز سرتاسر زمین
بسکه بار منت زلفت کشد
می گدازد نافه آهو بر زمین
در غمش از تندباد آه ما
باخت همچون آسمان لنگر زمین
لاله و گل می دهد بوی کباب
تا شد از یک قطره اشکم تر زمین
در نظر از جوش رنگارنگ گل
کرده هر دم جلوهٔ دیگر زمین
بسکه پرکین دید از هر سبزه ای
می کشد بر آسمان خنجر زمین
وادون از بسکه جویا پرگلست
پا خورد هر کس رود زین سرزمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و سرسبزی زمین اشاره دارد و تصویرسازی میکند که زمین پر از گل و خوشبوست. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق و غم ناشی از آن است، طوری که عشق او چنان بر دلش سنگینی میکند که حس میکند حتی زیباییهای طبیعی زمین نیز تحت تأثیر این احساسات قرار گرفتهاند. هر گل و لالهای در این سرزمین جاذبه خاصی دارد و رنگها و عطرهایشان دلپذیر است. در نهایت، شاعر بیان میکند که هر کس که وارد این سرزمین شود، از زیبایی و خوشبوئی آن متاثر میشود و نمیتواند از دیدن آن عاجز بماند.