شمارهٔ ۹۷۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
کی به جریان می رود از خویشتن دریا برون؟
جاده را از نرمی رفتار سازد جوی آب
ماه من آید چو از خلوت به استغنا بردن
بسکه از آمیزش مجنون ما بالد به خویش
هر طرف فرسنگها از خود رود صحرا برون
طاقت دل، پنجهٔ رستم نبردی برده است
با هجوم درد می آید تن تنها برون
لطف حق جویا ز قید عالم آبم رهاند
آخر از دریا درست آمد سبوی ما برون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تجربهای عارفانه و درونی میپردازد. شاعر به جستجوی معنای عمیقتر زندگی و جدا شدن از خود اشاره میکند. او از تأثیرات عشق و دلبستگی میگوید که میتواند انسان را از قید و بندهای دنیا رها کند. همچنین، شاعر با تصاویر زیبا و نمادین، بیان میکند که چگونه دل عارف در مقابل دردها و چالشها تنها میماند و در نهایت به لطف الهی امیدوار است که او را از دنیا نجات دهد و به حقیقت برساند.