شمارهٔ ۹۷۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
غنچه تا نشکفت روی دل ندیدیم از چمن
رنگ گل در چشم ما از بو سبک جولانتر است
تا حدیث بی ثباتیها شنیدیم از چمن
نسخهٔ اوراق گل را بارها گردیده ایم
معنی بی اعتباری را رسیدیم از چمن
ناز بی اندازه را طاقت ندارد وحشتم
ما ز شور نالهٔ بلبل رمیدیم از چمن
در گلستان گرچه هر گل را جدا کیفیت است
ما پریشان خاطران سنبل گزیدیم از چمن
چهره شد با نونال ما گلشن از سرکشی
ما مگر امروز جویا کم کشیدیم از چمن؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای گل و چمن اشاره میکند و به رابطهای پیچیده و پر از احساسات میان گلها و دل خود پرداخته است. او از نچیدن گل کامی در فصل خزان و بیثباتی عواطفش سخن میگوید و نشان میدهد که رنگ و بوی گلها برایش حائز اهمیت است. شاعر به ناز و لطافت گلها اشاره کرده و بیان میکند که از شدت شور و ناله بلبل، دلش را از گلستان دور کرده است. همچنین او به تنوع و زیباییهای هر گل در گلستان پرداخته و در نهایت، جویا شدن از وضعیت دل خود را در چمن بیان میکند. در مجموع، شعر شکوه و دردهای عاشقانه را با تصاویری زیبا از طبیعت ترکیب میکند.