شمارهٔ ۹۸۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امروز چون توان به مدارا گریستن
باید چو ابر دجله و دریا گریستن
در ماتم حسین علی گر نریزی اشک
بر حال خویش گریه کن از ناگریستن
کارم در این غم است چو شمع سر مزار
دوری ز خلق جستن و تنها گریستن
چون دام ماهی از همه تن چشم تر شوی
خواهی به مدعای دل ما گریستن
مرغ کباب وار از این غم بر آتشم
کار من است با همه اعضا گریستن
امروز اگر ز دیده فشانی سرشک غم
فردا رسد به داد تو جویا، گریستن
از حضرت تو چشم شفاعت بود مرا
دستم بگیر روز جزا یا گریستن!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به غم و اندوه عمیق خود اشاره میکند و بیان میکند که امروز باید مانند ابر گریه کند. او در ماتم حسین علی، اگر اشکی نریزد، بر حال خودش میگرید. از تنهایی و دوری از مردم رنج میبرد و در این غم مانند شمعی در مزار میسوزد. شاعر همچنین به تمایل خود برای ابراز احساساتش از طریق گریه اشاره میکند و میگوید که اگر امروز اشکی بریزد، فردا ممکن است به ضیافت محبت و شفاعت معصومین برسد. در نهایت، او از حضرت حق درخواست میکند که در روز جزا دستش را بگیرد.