شمارهٔ ۹۹۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
هر کجا نقش کف پای تو افتد بر زمین
تا به کی تن پروری سازی شعار خود، که گرد
هر قدر گردد آخر نشیند بر زمین
از عروج طالعت ای مدعی بر خود مبال
هر که از بالاتر افتد می خورد بد بر زمین
رنگ رخسارش هوا گیرد شبی گر در خمار
صبح از شبنم گلاب ناب پاشد بر زمین
عشقبازت را برد صحرا به صحرا جذب عشق
هر قدر پا گرد باد آسا بمالد بر زمین
گشته جویا ابر تا آبستن احسان بحر
آبرو پیوسته از باران بریزد بر زمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیرات و نشانههای عشق و زندگی است. شاعر به زیباییهای آفتاب، پاهای محبوب و تأثیر آنها بر زمین اشاره میکند. همچنین به مسأله زوال و سقوط اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس از افت یا شکست مصون نیست. در نهایت، شاعر به عشق و احساسات قوی اشاره دارد که مانند باران بر زمین میریزد و زندگی را احیا میکند. به طور کلی، شعر نشاندهنده گذر زمان، عشق و ناپایداری زندگی است.