شمارهٔ ۹۹۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پرند بوی گل پیراهن او
هوای صبح گرد دامن او
گلی دارم که از جوش نزاکت
کم از چیدن نباشد دیدن او
به بوی گل قسم بیرون میارید
ز جسم نازکش پیراهن او
که ترسم سایهٔ مژگان شوخش
کند جا چون رگ گل در تن او
مرا بی او وجودی نیست جویا
توانم خویش را گفتن من او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که با بوی گل و نازکی پیراهنش توصیف میشود. شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، نشان میدهد که وجود محبوب، برای او همچون گل و هوای بهار است. او همچنین از ترس خود نسبت به شدت عشق و تأثیر نگاه محبوبش بر خودش سخن میگوید و در نهایت بیان میکند که بدون محبوب زندگی برایش معنایی ندارد.