شمارهٔ ۱۸۷ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
نانیست درین جهان و آبی
از دیدۀ آدمی نهانی
نه گرسنه دیده روی این سیر
نه تشنه از آن دهد نشانی
اسمیست بمانده بی مسمّا
لفظیست از آن سوی معانی
این را صفتست لایذوقون
و آنرا سمتست لن ترانی
دانی که کدام نان و آبست؟
نان تو و آب زندگانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأمل درباره حقیقت زندگی میپردازد. او میگوید که در این جهان هیچ نان و آبی واقعی از دید انسان پنهان است، و نه گرسنگی و نه تشنگی را میتوان به وضوح احساس کرد. شاعر به وجود کلماتی اشاره میکند که معنا و مفهوم واقعی ندارند و به نوعی در زندگی ما باقی ماندهاند. در نهایت، او از نوعی نان و آب صحبت میکند که نمایانگر زندگی واقعی و معانی عمیقتر است.