نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خیزُ دَر دٍه شراب گلگون را

شادیِ اندرون و بیرون را

آن چُنان مست کن ز باده مرا

که ندانم ز کوه، هامون را

چون ز باده سرم شود گردان

نارم اندر شمار گردون را

خون من خورد چرخِ ساغرشکل

باز خواهم ز ساغر آن خون را

جرعه بر خاک ریز بیشترک

مست گردان دٍماغ قارون را

تا ز شادیّ آن بر اندازد

از دل خلق گنج مدفون را

چرخ افگند اهل دانش را

آسمان برکَشید هردون را

باده را در فکن تو نیز به جام

برکش آنگه سٍماع موزون را

تنگ ابریشمین بکش بر چنگ

گرم کن بارگیر گلگون را

تا ز بهر شکست لشکر غم

بسر خم برم شبیخون را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به شوق و نشئگی ناشی از شراب و شادی اشاره دارد. شاعر می‌خواهد که عیش و خوشی را با شراب گلگون تجربه کند و به حالت مستی دست یابد، به گونه‌ای که دیگر به مشکلات و غم‌ها فکر نکند. او خواستار غلبه بر دردها و مشکلات زندگی است و دعا می‌کند که باده‌ای بنوشد که او را از واقعیت‌های تلخ دور کند. شاعرانه، او از لذت‌ها و شادی‌های عمیق زندگی صحبت می‌کند و به جشنی دعوت می‌کند که در آن غم‌ها فراموش شوند و دل‌ها شاداب گردند.