نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تا که بر گرد سبزه لاله برست

در گمان می‌فتد که چون رخ تست

نام روی تو می‌بَرد لاله

زان دهان را بمشک و باده بشست

جز به یاد رخ تو گل نشکفت

بی مثال خطت بنفشه نرست

سرو در خدمت قدت دامن

به کمر در زدست چابک و چست

رخ و زلف تواَش نشان دادند

در چمن هر که رنگ و بویی جست

غنچه را از صبا گشایش‌هاست

ورچه زو بود بستگیش نخست

جان همی پرورد در آسایش

باد بیمار در هوای درست

حرکت‌های باد شیرین کار

کرد از خنده غنچه را دل سست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ظرافت گل‌ها و طبیعت اشاره می‌کند. او با اشاره به سبزه و لاله، از زیبایی‌های چهره محبوبش یاد می‌کند و می‌گوید که هر گل و گیاهی تنها به یاد او شکوفا می‌شود. احساساتی همچون عشق و شادی در این سطرها حس می‌شود و شاعر به زیبایی و لطافت چهره محبوبش و تأثیر آن بر طبیعت اشاره دارد. همچنین، تغییرات باد و تأثیر آن بر روحیه غنچه‌ها نیز نمادی از عشق و زیبایی است که در فضای طبیعی جاری است.