شمارهٔ ۱۰ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ندانم غنچه را بلبل چه گفتهست
که بس خونین دل و چهره کشفتهست
مگر رازی که او را با صبا بود
یکایک فاش در رویش بگفتهست
تو گویی آتش افتادست در خار
ز بس گلها که از گلبن شکفتهست
بجز در حلقۀ لاله نیایی
گهرهایی که چشم ابر سفتهست
اگر چه فتنۀ باغست نرگس
بدان شادم که آخر فتنه خفتهست
صبا کرد آشکارا بر سر چوب
هر آن خرده که گل در دل نهفتهست
دو سر در یک قدم بنمود نرگس
بنامیزد، چه زیبا طاق و جفتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل در مورد احساسات عاشقانه و زیباییهای طبیعت است. شاعر با اشاره به غنچه و بلبل، از درد دل و رازهای پنهان عشق صحبت میکند. او به گلها و زیباییهای باغ اشاره میکند و از شادیاش در میان فتنۀ نرگس میگوید. در نهایت، شاعرانگی و هنر در چیدمان گلها و زیبایی آنها را ستایش میکند.