نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جان که در عالم خود او را داشتم

بهر تو نابوده‌اش انگاشتم

دیده را با نقش تو پرداختم

سینه را از مهر تو انباشتم

مطبخ سودای خود یعنی دماغ

از برای عشق تو افراشتم

در زمین سینه از روز نخست

دانۀ دل خود بنامت کاشتم

تختۀ وقف غمت بر دل زدم

نام عشق تو بر او بنگاشتم

از زر و سیم رخ و اشک آنچه بود

آن زر و سیم آن تو پنداشتم

گر دلی بد، تن به هجرش در زدم

ور تنی بد، دل ازو برداشتم

از سر هر دو جهان برخاستم

جز غمت کز بهر خود بگذاشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن، بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوقش است. شاعر می‌گوید که تمام وجودش را برای عشق معشوقش فدا کرده و همه احساسات و آرزوهایش را به او اختصاص داده است. او دل و جانش را در خدمت عشق معشوق قرار داده و همه چیز را به خاطر او تحمل کرده است. به طور کلی، این شعر حاکی از فداکاری و اشتیاق بی‌پایان شاعر برای معشوق است.